تبليغاتX
من هیچ وقت شاعر می شوم

۱- هزاران نفر دعا کردند که باران بیاید

اما باران نیامد

خدا به فکر کودکی بود که چکمه هایش سوراخ شده بود.

۲-گاهی سکوت کنیم شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد. (زردتشت)

۳-یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تـتـقون  (بقره/۱۸۳)

۴-مولای یا مولای انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی

۵-یک جایی را دارند امضا می زنند.امضا شما را هم لازم دارند.

۶-ترانه های اینوری با تیتراژ سریال های ماه مبارک رمضان به روز است.

۷-مجله ادبی گاف به روز است.

۸-وبلاگ فراخوان های ادبی هم به روز است.

۹- و شعرم:

 

 ۱

مردي نشسته در خود، در ازدحام ديوار

ذهنش شكسته زير تكرار تلخ آوار

عق مي زند خودش را در استكاني از پوچ

دل مي زند به در/يا ديوارهاي تبدار

هل مي دهد لبش را در بسته هایي از هيچ

حل مي كند تنش را در قرص هاي بيمار

هي راه مي رود در لبهاش راك تندي

و چنگ مي زند به حلقوم سرد گيتار

رد مي كنند او را حتا تماس هايش

[هي زنگ مي زند به… «- اون لعنتي رو بردار»]

پك مي زند به مرگ تدريجي حضورش

گم مي كند خودش را در دود گيج سيگار

و فكر ميكند به اين كه چقدر تنهاست

(هي با خدا غريبي، انگار كه نه انگار…)

***

پيوند خورده با تيغ دستان بي حواسش

جاريست زير پايش خون هاي رو به تكرار

 

++++++++++++++++++

۲

شبيه جمله ي مشهورِ«دوستت دارم»

چقدر دختر مو بورِ... دوستت دارم

و دوستت دارم مثل عاشقت هستم

و عاشقت هستم مثل دوستت ... دستم-

نمي رسد به تو يا مي رسد؟ [دو راهي بخت]

هميشه مي كشدم اين سئوال هاي چه سخت

هميشه مي كشدم اين كه يك نفر با تو ...

و حس لعنتي اي كه « نمي رسم تا تو »

وكاشكي كه تمامت براي من بود و

خودت عروس همه قصه هاي من بود و ...

تنت چقدر مي آيد به هر چه پوشيدي

قسم بخور كه تو را از پري ندزديدي

و چشم هاي تو مقياس كوچك درياست

و چشم هاي تو انگار كه خود زيباست

تويي كه بر سر تو خطبه ي جدل جاريست

تويي كه از لب تو تا ابد عسل جاريست

من از تو لبريزم ، از لبت بريز مرا

عسل بريز لبم را عسل بريز و يا –

عسل بريز كه در كار خير حاجت هيچ ...

تمام تلخي من را بگير طاقت هيچ ...

 

تمام فرضيه ي بي تو مي شود رد بود

تمام من به تو محتاج هست و خواهد بود

[ببين تو نيمه نا كامل مني ، اصلن

تو در كنار من مرد مي شوي يك زن]

تو را كه «نقطه» ي پايان درد هاي مني

گذاشتم ته اين جمله: «تو براي مني»

 

(سه نقطه) بعد شروعيده شد حكايت ما

(من و تو= ما) برود كاش تا ابد خـــــــــــــــط ما

و ته كشيد ميان من و تو «بي» حالا

به من رسيدي ما «با» شديم شايد تا ...

و خط زديم به روي هر آنچه غير از ماست

و خط كشيد خدا دور ما و بعدش خواست –

من و تو تا ته دنيا براي هم باشيم

و تا هميشه ي «ما» پا به پاي هم باشيم

 سه نقطه بعد ...

 

پویا آریانا

یاعلی

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در یکشنبه هفتم مهر 1387 و ساعت 14:22 |