تبليغاتX
من هیچ وقت شاعر می شوم
به غریب آشنا

امام همین حوالی ها

علی بن موسی الرضا(ع)

 

دوباره کرده دل خسته ام هوای شما

ولی نمی رسد این پا به گرد پای شما

کبوتری بشوم در حریمتان ای کاش

که پر شود ریه های من از هوای شما

و حس کنم که همیشه کنار من هستید

و حس کنم که همیشه دلم برای شما...

دخیل بسته دلم به نگاهتان بلکه

نیافتد از لبه ی بام چشم های شما

شبیه گنبدتان در سرم پر از غوغاست

و گفته اند پزشکان که مبتلای شما-

شدم و درد مرا نیست قرص و دارویی

مگر به من برسد یک زمان صدای شما

 

به خواب من شبی ای کاش تا سری بزنید

که با شما برسم تا به انتهای ... 

پویا آریانا

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 12:26 |

سر ورقی: باور کن به کسی نگفتم به روزم پس هی نگو نامرد چرا خبر ندادی.

۱- برای خدا...

* ما عرفناک حق معرفتک

* انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم... 

* همه نامه ی نانموده دانی...

*ما گدایان خیل سلطانیم...

* نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

* ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم

* ...که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت

* عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

* بی نام تو نامه کی کنم باز

* قربونت برم خدا چقد غریبی رو زمین

* یا ارحم الراحمین

 ...

...

...

* ان الله سریع العقاب

۲-...

۳-...

۴-...

...

...

۲۳-...

۲۴- من لاغرم پس هستم

۲۵- نمی دونم واسه چی به روز کردم ولی می دونم خیلی دلم برای خودم و برای دوستانم تنگ شده بود...

۲۶- ترانه های هیچ کس وبلاگ ترانه هام با یه ترانه ی جدید به روزه. 

۲۶- اما شعری که واسه ی چهار ماه پیشه

(توجه: این شعر صرفا برای رفع دلتنگی گفته نشده است و ارزش های دیگری هم دارد که نمی دانم.)

 

 

«از در درآمدی و...» «من» آن جا شروع شد

«از خود به در شدم» و تقلا شروع شد-

تا که برای من بشوی خوب من که با

تو می شود از اول دنیا شروع شد

که از حضور سبز تو جنگل کشيده شد

از آبی نگاه تو دریا شروع شد

... و زندگی م پرشده بود از حضور «زشت»

که عاقبت رسيدی و « زيبا» شروع شد

«آدم» نمی شدم و تو آن جا رسيدی و

«پهلوی» من نشستی و «حوا» شروع شد

در چشم من نشستی و من عاشقت شدم

در چشم هام فعل تماشا شروع شد

در يوسفانه عصمت خود مانده بود «من»

تا غمزه های ناب زليخا شروع شد

پر بودم از مصیبت تلخ نبودنت

تا بوسه ات رسيد و مداوا شروع شد

لب ريختی به تلخی لب های خسته ام

در «کام» من «حلاوت» حلوا شروع شد

بوی جنون به خط خط شعرم نفوذ کرد

در شعر من حکومت لیلا شروع شد

«بی» از ميان بودنمان پر کشید و رفت

و در ميان بودنمان «با» شروع شد

یعنی که تا هميشه ی«ما» مال من شدی

   یعنی به من رسيده ای و« ما» شروع شد

 

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 و ساعت 17:57 |

به زودی در این مکان نمی دانم

چه کار می خواهم بکنم...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

و

...

 

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 و ساعت 17:9 |
 

۰- به کسی خبر ندادم که به روز کردم پس لازم نیست نگران باشی دوست خوبم

۱-

اي كه پيچيد شبي در دل اين كوچه صدايت

يك جهان پنجره بيدار شد از بانگ رهايت

عطش و آتش تنهایی و شمشیر و شهادت

خبری مختصر از خاطره ی کرب و بلایت...

۲-

حسین بیش از آن که تشنه ی آب باشد تشنه ی لبیک بود

اما افسوس که بجای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی خواندند.

                                                                                                      (علی شریعتی)

۳- درد داخلی:

فرهنگستان مثلا زبان فارسی مصوبات جالبی دارد كه آدم نمی داند بخندد یا گریه كند:

لوكس: مجلل

مانیفست: بیانیه

كنفرانس: اجلاس

باور كنید دیگه دارم شك می كنم یه ایرانیم

۴-درد خارجی:

روی نوار غــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــ ـــزه

 

بای ذنب قتلت؟

۵-آتوسا حصارکی کار قشنگی کرده به اسم شعر بلند یلدا که خودتون ببینید بهتره...

۶-وبلاگ معصومه داوودآبادی شاعر توانای اراک راه اندازی شد.

۷-فراخوان های ادبی با چند خبر وفراخوان تازه به روز است.

۸-آدم برفی ها پای بخاری...

۹-محلی برای امضا...

۱۰- وبلاگ شیشه بر مشت با پیکره ی تازه به روز شد (مقاله های ادبی)

۱۱- و یک خبر دیگر

سایت ادبی امضا ( www.emzaa.ir  /  www.emzaa.com ) در صدد است که یکی از شماره های  خود را به شعر کلاسیک ( قالبهای کلاسیک) اختصاص دهد .

از این رو دوستانی که علاقه مند هستند که شعر آنها در این سایت درج شود به نکات زیر توجه نمایند :

1-      اشعار ارسالی باید در قالب های کلاسیک سروده شده باشد

2-      اشعار ارسالی در سایت ها و مجلات اینترنتی دیگر درج نشده باشد ( وبلاگ شخصی موردی ندارد )

3-      شعر ها در صورت تایید در امضا درج خواهد شد

4-      محتوا ، فرم و اندیشه در تمام اشعار آزاد است و هیچ گونه تاثیری در انتخاب ندارد ( ملاک برای انتخاب اشعار تنها قدرت شعری آنهاست)

5-      تمامی جریان های شعری قابل قبول می باشند

6-      فرستادن عکس به همراه اشعار و نوشتن مشخصات ( نام و نام خانوادگی ) الزامی است

 

از علاقه مندان دعوت می شود اشعار خود را به آدرس اینترنتی : mosafer63@gmail.com   ارسال کنند و در بخش عنوان ایمیل ذکر کنند : امضا (emzaa)

 

و دو شعر برای غ ز ه:

۱-

روشن می کنم

                 رادیو را

به نوار غـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـزه گوش می کنم:

                           " انتفاضه دارد سنگهایش تمام می شود"

 ۲-

غزه سرش درد می کند...

(این  داور خانه های لعنتی هم که بسته اند)

                                                 

                                                                               پویا آریانا

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 11:37 |

۱- هزاران نفر دعا کردند که باران بیاید

اما باران نیامد

خدا به فکر کودکی بود که چکمه هایش سوراخ شده بود.

۲-گاهی سکوت کنیم شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد. (زردتشت)

۳-یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تـتـقون  (بقره/۱۸۳)

۴-مولای یا مولای انت المولی و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولی

۵-یک جایی را دارند امضا می زنند.امضا شما را هم لازم دارند.

۶-ترانه های اینوری با تیتراژ سریال های ماه مبارک رمضان به روز است.

۷-مجله ادبی گاف به روز است.

۸-وبلاگ فراخوان های ادبی هم به روز است.

۹- و شعرم:

 

 ۱

مردي نشسته در خود، در ازدحام ديوار

ذهنش شكسته زير تكرار تلخ آوار

عق مي زند خودش را در استكاني از پوچ

دل مي زند به در/يا ديوارهاي تبدار

هل مي دهد لبش را در بسته هایي از هيچ

حل مي كند تنش را در قرص هاي بيمار

هي راه مي رود در لبهاش راك تندي

و چنگ مي زند به حلقوم سرد گيتار

رد مي كنند او را حتا تماس هايش

[هي زنگ مي زند به… «- اون لعنتي رو بردار»]

پك مي زند به مرگ تدريجي حضورش

گم مي كند خودش را در دود گيج سيگار

و فكر ميكند به اين كه چقدر تنهاست

(هي با خدا غريبي، انگار كه نه انگار…)

***

پيوند خورده با تيغ دستان بي حواسش

جاريست زير پايش خون هاي رو به تكرار

 

++++++++++++++++++

۲

شبيه جمله ي مشهورِ«دوستت دارم»

چقدر دختر مو بورِ... دوستت دارم

و دوستت دارم مثل عاشقت هستم

و عاشقت هستم مثل دوستت ... دستم-

نمي رسد به تو يا مي رسد؟ [دو راهي بخت]

هميشه مي كشدم اين سئوال هاي چه سخت

هميشه مي كشدم اين كه يك نفر با تو ...

و حس لعنتي اي كه « نمي رسم تا تو »

وكاشكي كه تمامت براي من بود و

خودت عروس همه قصه هاي من بود و ...

تنت چقدر مي آيد به هر چه پوشيدي

قسم بخور كه تو را از پري ندزديدي

و چشم هاي تو مقياس كوچك درياست

و چشم هاي تو انگار كه خود زيباست

تويي كه بر سر تو خطبه ي جدل جاريست

تويي كه از لب تو تا ابد عسل جاريست

من از تو لبريزم ، از لبت بريز مرا

عسل بريز لبم را عسل بريز و يا –

عسل بريز كه در كار خير حاجت هيچ ...

تمام تلخي من را بگير طاقت هيچ ...

 

تمام فرضيه ي بي تو مي شود رد بود

تمام من به تو محتاج هست و خواهد بود

[ببين تو نيمه نا كامل مني ، اصلن

تو در كنار من مرد مي شوي يك زن]

تو را كه «نقطه» ي پايان درد هاي مني

گذاشتم ته اين جمله: «تو براي مني»

 

(سه نقطه) بعد شروعيده شد حكايت ما

(من و تو= ما) برود كاش تا ابد خـــــــــــــــط ما

و ته كشيد ميان من و تو «بي» حالا

به من رسيدي ما «با» شديم شايد تا ...

و خط زديم به روي هر آنچه غير از ماست

و خط كشيد خدا دور ما و بعدش خواست –

من و تو تا ته دنيا براي هم باشيم

و تا هميشه ي «ما» پا به پاي هم باشيم

 سه نقطه بعد ...

 

پویا آریانا

یاعلی

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در یکشنبه هفتم مهر 1387 و ساعت 14:22 |

    1.       اول اين چند تا جمله را داشته باشيد كه براي سعادتمنديتان خوب است:

 

- خداوند منشآ همه ي خوبي هاست ، اما از مردم به منزله ي مسير هايي براي رساندن خير و بركاتش به شما استفاده ميكنند.                                      

                                                                                     "كاترين پاندر"

 

- برايت دعا مي كنم كه: خدا از تو بگيرد آن چه را كه خدا را از تو بگيرد.

                                                                                    "علي شريعتي"

 

-منتهاي درجه ي خردمندي اقرار كردن به ناداني است.                   " امام علي (د)"

 

-به توانايي خويش ايمان داشتن ، نيمي از كاميابي است.                "ژان ژاك روسو"

 

- هر كه از چيزي بترسد از آن مي گريزد ، ولي هركس از خدا بترسد به او پناه مي برد.                                                                                    " ارسطو"

 

- نيروي يك نفر با ايمان برابر است با نيروي 99 نفر كه فقط علاقه  دارند.   

                                                                                 "جان استوارت ميل"

 

-شناسنامه ي من يك دروغ اجباريست            هنوز تا متولد شدن مجالم هست 

                                                                                 " محمد علي بهمني"

 

++++++++++++++++++

2.       بعد يك دقيقه سكوت

براي به رگبار بستن قرآن توسط سرباز امريكايي

براي تجاوز به يك دختر دانشجو توسط يكي از مسئولان دانشگاه زنجان

براي از دست دادن جمعي از هم ميهنانمان در سانحه ي رانندگي به خاطر خمار بودن راننده

براي خليجي كه نمي خواهند پارس باشد

براي تجاوز رئيس پليس تهران به 6 زن

براي ...

و آنقدر فاجعه هست كه بايد تا آخر عمرمان سكوت كنيم

اما ميان اين همه سكوت پس كو يك فرياد!!!!!!!!!!؟

كه "آن چه البته به جايي نرسد فرياد است."

   

++++++++++++++++++++++++

 

 3.       نبودنم را بگذاريد به حساب امتحانات پايان ترم و شانه ي از جا در رفته ام ، كه اگر جواب كامنت عزيزي را هم دير دادم به همين دليل بوده كه عذر مي خواهم. ولي عزيزاني هم بودند كه جواب دعوت هاي من رو هم حتا ندادند كه مي گذارم به حساب گرفتاريشان.

  

++++++++++++++++++++++

 

  4.       23 سال پيش - 25 تير ماه - براي اولين بار بود كه فرصت كردم خودم باشم

هر چند آمدنم ناخواسته بود ولي...

آقاي پويا ي بيچاره 24 سالگي ات مبارك.

   

++++++++++++++++++++++++++

 5.       الو آقاي شكيبايي

      چيزهايي كه مردم درباره ي شما مي گويند واقعيت دارد؟

      الو

      الو...

      باشد جوابم را ندهيد

      اما...

      فعلا خدا حافظ

khosro111.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

++++++++++++++++++++++++++++

 

  6.       در جهان چيزهايي هستند كه هستند؛ مثل:

- شماره ي سوم امضا

- تازه های ادبی

- شماره پنجم چارقد

ترانه هاي اينوري  (با ترانه ي "مرگ تدريجي يك رويا" ، "به تو مديونم" و...)

- نسخه الكترونيكي چكيده ي اولين جشنواره غزل پيشرو با نام گریه روی شانه ی تخم مرغ 

 

+++++++++++++++

 

   7.       شايد شمايي كه الان داري اين سطرها را مي خواني كودك نباشي ولي بعضي وقت ها لازم مي شود كه آدم از دنياي رقت انگيز و نفرت بار آدم بزرگ ها دل بكند و مثل حسين پناهي آرزو كند كه برگردد به دوران كودكي اش و كودكي كند.

اين ها را براي اين گقتم كه به ما حصل زحمات شاعر صميمي خانم آزاده ي بشارتي و دوست خوبم ناما جعفری يعني پايگاه رسمي كودكان (مورچه) سري بزنيد و تا دلتان مي خواهد كودكي كنيد.

      

 

 ++++++++++++++++++

 

   8.       سيد مهدي موسوي چاي مي نخورد مگر در رکاب رفیقان شفیق ... كه خورد

       نمي دانم الان كجاست

       ولي هر كجا هست خدايا به سلامت دارش.

         

+++++++++++++++++++++++++

 

 9.       نمي دانم براي چه ولي تا اطلاع ثانوي من يك فرماليست هستم.

   

++++++++++++++++++++++++

 

 10.     شعر هم تا چند وقت ديگه مي رسه، شايد هم نرسه:

 

شبيه جمله مشهورِ "دوستت دارم"

چقدر دختر مو بورِ ... دوستت دارم

...

 

پویا آریانا

 

 

شاد و سبز باشيد

پاينده ايران

يا علي

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 20:52 |

خبر آمد... 

 

دومین امضا پای حرفای خیلی ها زده شد

راستی

شما امضا نمی زنید؟

 

++++++++++++++

و اما شعر:

 

 

ديدي؟ تمام من تو نبودي تمام شد

 

شرمنده ام اگر كه نگاهت حرام شد

 

مجنون تر از هميشه به پاي تو ريختم -

 

«من» را ولي «تو» قسمت ابن السلام شد

 

«تو» «او» شدي براي من، انگار بعد تو

 

رنگ سياه چشم تو در من مدام شد

 

من شاعر تمام تو بودم، تو حل شدي

 

در شعرهاي من كه چنين بادوام شد

 

تو نيستي و بر همه ام زخم مانده است

 

بعدا اگر خداي نكرده جذام شد

 

عذرت قبول نيست، بهانه نياوري

 

كه من فريب خورد، كه من خام خام شد

 

تو بايد انتخاب كني بين من و... من

 

حالا بگو گزينه ي قلبت كدام شد؟

 

 

 پويا آريانا 

23/2/87

یا علی

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:50 |

 

ما پای حرف های بعضی ها

امضا

زدیم.

به

امضای

شما شما و شما نیاز داریم

سریع تر لطفا.

++++++++++

اول تبریک به مناسبتی که مناسب است

و این که نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی و از این حرفها

و بعد این که ترانه های اینوری به روز است

با چندترانه از چند ترانه سرا که چند تا خواننده خوانده اند.

 

اما غزل مثنوی:

بپاك اشك مرا گريه ام تمام شود

 

و خنده روي لبم با تو بادوام شود

 

بخند اين غزلم بيقرار خنده ي توست

 

بخند تا نكند اين غزل حرام شود

 

خراب كن همه ام را بساز با دستِ

 

خودت مرا كه خودم با خودت تمام شود

 

مباد قسمت ابن السلام قصه شوي

 

مباد سهم من از تو فقط سلام شود

 

تويي تو عاقبت رود (= من) ، تو دريايي

 

مرا در آور از اين سال هاي تنهايي

 

و پرت كن وسط سطر سطر شعر خودت

 

و بعد با قلمت دور من بكش يك خط

 

_ كه من مهمم _ و نگذار خط خطي ... بنويس

 

مرا دوباره از اول دِ! لعنتی بنویس

 

كه تو شروع مني امتداد من تاااااااااااااا ... باش

 

براي اين من مجنون هميشه ليلا باش

 

 

عصاره ي همه ي شعر هاي من حالا

 

تو را به من برسان تا هميشه با هم تا ...

 

تو را به من برسان تا هميشه «ما» باشيم

 

بيا دوباره از اول بگير يك تصميم

 

كه روزهاي پس از اين من و تو باشيم و

 

خدا/ كند كه از اين روزها مدام شود

 

 

پویا آریانا

۲۰/۱/۸۷

یا علی

 

+ نوشته شده توسط پویا آریانا در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 11:0 |